|
|||
|
|
||
|
Tuesday, July 19, 2005
پیام پلنگ خانوم به ملت شهید پرور- شهیدکش برای آقای گنجی این جانب پلنگ خانوم که خیلی اون بیشتر از هر کی بگی آزاده هستش، چون دانمارکی یعنی همیشه اون هی توی زندگیش آزادی داره، یه دونه پیام میدم به ملّت شهیدپرور، که یه وخ باز اون خودش، بیش از هر کی دیگه شهید، اون میکُشونه. ای ملت هفتاد میلیونی، که نمیدونم حالا من چند میلیونش زندانی هست، چند میلیونش زندانبان اون حالا میتونه بتونه که باشه، بعدش اون وخ چند میلیون دیگهش اون داره پسته میخوره، یا که بازم، اون وخ، یه عالم میلیون از اونا دزده و قالتاق و قالپاق مثلا. اگه که شما یه دونه باز هنوز شرف، توی مکنونات ِ دل ِ شما و قلبتون بازم دارین، یه شبی، وختی که ساعت میخوادش بشه دوازده مثلا، همهتون برین رو پشتبومتون، بعدش اون وخ امماکن دیگه نگین الله اکبر! اون شب، امماکن فقط سه دفعه همهتون، با هم دیگه یعنی، بگین، اللهُ گنجی! اللهُ گنجی! بعدش اون وخ دیگه هیچ چیزی نمیخواد که بخوادش که بگین. همانا ان اللهِ گفته هر کسی که اون از این صدای معصومان هفتادتا ئیمیل نکنه به آدما، پس دیگه اون، یه دونه شرف، دیگه، توی مکنونات سینهش، هیچ وختی، پیدا نمیتونه که بتونه که بشه. بعدش اون وخ تازه تو هر کی که باشی، تازه هیشکی نمیتونه که بتونه که بگه، من نمیتونم امماکن برم سه تا دونه جملهی کوچولو، رو پشت بوممون داد بکنم، مگه که اون زبونش، خیلی بازم از بچگی، همیشه لال بوده باشه مثلا. اگه که همهی ملّت یه دفه با هم بره رو پشت بوم، یه دونه دیگه اون وخ بازم انقلاب میتونه که بتونه که بشه. امماکن واسه که خون از یه جای هیشکی نیادش بیرون، بعدش اون هیچ خونش نریزه اون روی زمین، چون هر کی خون ِ اون واسه خودش لازم هستش یه عالم، پس همه، هر کی که یعنی هستش، اون، همون جا روی پشت بوم بشینه، پایین دیگه هیچی نیادش اصلا. بعدش اون وخ صدای هر کی که هست، توی دنیا اون زودی هی انعکاسش میره بالا بالا توی یه دونه ساتلایت، بعدش اون دیگه، چاره، هیچ کسی، اون نداره، مگه که اون در ِ زندانو بره وا بذاره، تا که گنجی، که حالا وسلاو هاول شده اون، خودش یه دونه دست بکشه این جوری به پیشونیش، بعدش اون وخ، اون بیادش بیرون، بره توی خونه خودش، بشینه هر جا که اون دلش میخواد، یه دونه چایی با قنداغ بخوره. به تاریخ امروز، وختی که ساعت اون داشتش صبح میشد.
Friday, May 13, 2005
وقتی این صفحه به این خوبی کار کند، چرا من باید کلی کرون زبون بسته را بدهم برای سایتم؟ اما انگار هنوز عکس گذاشتن توش مسئله است. لینک دادن چی؟ یک لینک بزن به این جا ببینم.
Thursday, May 12, 2005
Friday, September 19, 2003
پلنگ خانوم گزارش می کنه
خونه ما حالا امروز دیگه یعنی بعد از این همیشه دوتا دونه در داره. یه درش این جوری یه: http://www.sardouzami.com یه در دیگه اون وخ امماکن این جوری یه: http://www.sardouzami.dk دو دونه ام پنجره داره که نباید که بگم چه جوری یه. چون که ممکنه یه وخ بعضی یا از پنجره ی ما بپرن تو خونه مون. آخه این چند روزی که در خونه مون خراب بودش. صد هزار تا واسه من به تنهایی نامه دادن. هم یعنی ئی میل کردن همه یعنی نامه ی پستی دادن. 4876 تا نامه داشتم یعنی امماکن 9358 تا نامه ی ئی میلی بود. هشتاد هزار و نمی دونم چندتا از نامه ها یعنی اصلا هیچ جوری نامه نبودن مثلا. تلفن بودن و بعدش اون وخ فاکس بودن. تلفن ها نصف شون موبایل بودن، امماکن نصف دیگه موبایل نبودن مثلا. دیگه هیچ کس نمی خواد نامه بده. چون که یعنی تا دو شنبه حال کام ما دیگه خوب می شه. دیگه بای بای می کنه پلنگ خانوم
Wednesday, September 17, 2003
خبر خبر!
پلنگ خانوم بدون عكس خبر ميده. خبر اول: اگه كه سايت ما ديدين يعني يه جوري سفيده، بعدش اون وخ يه دونه جملهي اختونگ مختونگ داره كه يعني يه جورايي آلمانييه، تقصير ما نيستش هيچ جوري يعني مثلا. تقصير شركت دانماركي ما هستش يعني امروز. گفته كه بهزاد كشيمري كليد سردوزامي كامو دست ما نداده كه بتونيم كه بريم توش داستانا رو يعني اون تو بكنيم. امماكن الكي گفته خيليام. چون كه كشميري يعني بهزادش ميگه كه بيست روز پيش كليدو داده دست اين شركت ما. امماكن شركت ما ميگه نداده كه بتونيم كه بريم توش مثلا. ما حال گيج مالي هستيم يه جوري. خونهمون خالي شده، مشترييامون همهشون تموم شده، كاسبي ديگه يعني هيچ جوري نميشه كه بتونيم بكنيم. فيلهماهي نداريم تا كه بتونيم بخوريم، خيلي يعني بيشترم بدجورييه. يه عالم پول توي اين سايت ما هر روز يعني تند تند مياومد، بعدش اون وخ تند و تند ميرفت تو بانك. حالا هيچ پول نميآدش توي سايت ما آخه. نميدونيم كه ديگه پس يعني بايد چه كار كنيم. خيليام گشنمونه چون كه يعني ساعت عصره الان، يعني نزديك شب استش مثلا. خبر دوم: يه دونه هككاكي، كه يعني خيلي زياد بيشتر از اينها يعني نامرده بوده، رفته وبلاگ پوكه بازو اون وخ يه جوركي هي هك كرده. ئي ميل آقاي پوكه باز مارم يعني اون هك كرده. بعدش الان ديگه ئي ميل آقاي پوكه باز تو دست هككاكه هستش مثلا. اون ديگه ميگه ئي ميل حالا مال منه. بعدش اون وخ تو ئي ميلش هي همهش ميره فحش ميده به هر كسي كه يعني هر وخ بتونه. به ما هم يه عالمه فحش داده. امماكن فحشاي ما تو صندوق قديميمون مونده شده. به گوش ما يعني نتونسته يه جوري كه بتونه برسه. يكي امروز به خودم تنهايي زنگ زد گفتش، ميدوني پلنگ خانوم داستان هككاكه يعني اين جورييه. اون يكي يعني اگه كه تو دلت ميخواد بدوني كه كييه، نميتونم كه بگم، دلم نميخواد بدوني كه كييه. گفت يعني كه حالا اين جوري شده. پس اگه كه يعني ديدين يه عالم فحش اومد تو خونهتون، بعدش اون وخ بالاشام نوشته پوكه باز هستش مثلا، يادتون باشه يعني كه اون، اون وخ، يعني دورغييه. به خدا راسته يعني واللههه اين كه ميگم! نميخواي نخوا، برو خونهي خودت!
|
|||